تبليغاتX
جومونگ یوسف جک.......

سه شنبه هجدهم فروردین 1388

شخصیت های مشهور کارتونی پس از بازنشستگی چه کردند ؟؟



شنل قرمزی: 

الف) به دلیل پوشیدن لباس های شهرت و جلوه نمایی به جرم تبرج دستگیر شد.

ب) پس از کسر شش امتیاز از پرسپولیس در فصل قبل خود کشی کرد.

ج) پس از مطالعه کتاب «عالی جناب سرخ پوش و عالی جنابان خاکستری» خود کشی کرد.

د) به تلاش برای ایجاد انقلاب مخملی متهم شد و اعتراف کرد!

 

 

لوک خوش شانس: 

الف) بدون افتتاح حساب یا تکمیل موجودی،برنده قرعه کشی حساب کول انداز بانک آمریکائیان شد.

ب) توسط برادران دالتون دستگیر شد و به زندان آلکاتراس منتقل شد.

ج) همچنان با جالی و بوشفگ به سفر های ایالتی می رود.

د) آخرش از دست سگ گاگولش بوشفگ سکته کرد مرد! 

 

میگ میگ(رود رانر): 

الف) در اتوبان شهید همت توسط پلیس گشت نامحسوس شناسایی و شطرنجی شد.

ب) به خاطر عبور از سرعت نور با انرژی تبدیل شد.

ج) در تصادفات رانندگی کشته شد.

د) توسط گرگ منافق کوردل خورده شد!

 

گرگ: 

الف) میگ میگ را خورد، چند درصد از دریای مازندران را هم روش!

ب) به عنوان مهندس در ایران خودرو موتور های پژو 405 را بهینه سازی می کند.

ج) بی خیال میگ میگ شد.

د) با استفاده از تجهیزات هسته ای صلح آمیز بلاخره میگ میگ را ترکوند!

 

چوپان دروغگو: 

الف) به واسطه فرهنگ سازی سر به راه شد.

ب) با عبور قیمت گوشت از مرز کیلویی n هزار تومان میلیاردر شد.  

ج) دروغش به عنوان دروغ برتر اول آوریل برگزیده شد!

د) گوسفندانش را فروخت و نیسان(ماکسیما!!) خرید.


سه کله پوک: 

الف) در مقطع کاردانی دانشگاه آزاد مشغول به تحصیل شدند.

ب)در دانشگاه سراسری مشغول به تحصیل شدند.(این گزینه صرفا"  برای پررو نشدن دانشجویان سراسری می باشد و هیچ ارزش دیگری ندارد!)

ج) با هم دیگه شرکت ساختمانی تاسیس کردند و زدن تو کار بساز بفروش و میلیاردر شد!

د) گروه موسیقی تشکیل دادن و آلبوم دادن.

و) به امارات ترانسفر شدن!


مخمل: 
الف) پس از مرگ مادر بزرگه تمام اموال وی را بالا کشید.

ب) پس از گذراندن یک دوره کلاس «بافندگی» به افغانستان رفت و فیلمساز شد.

ج) یک مرغداری احداث کرد.

د) به دانشگاه رفت و از آقا مراد هم «پیشی» گرفت!  

 

ای کیو سان: 

الف) موهاشو بلند کرد و پشت مو گذاشت!

ب) به علت کمبود برق و روشنایی به استخدام وزارت نیرو درآمد!

ج) هر سال در کنکور سراسری از جلسه کنکور اخراج می شه.(به علت ایجاد سر و صدای زیاد هنگام فکر کردن!)

د) سایو جان رو پیچوند و با یانگوم ازدواج کرد!


 

گجت: 

الف) با انفجار یکی از نامه های ماموریتش ، ترکید !

ب) ندانسته با استخدام رییس کُلا (فرهنگ) درامد.

ج) بازرس آژانس شد.

د) به دلیل توانایی های فیزیکی برج ساز  شد.

نوشته شده توسط mr-sisili در 17:49 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387

پست دائم

                                     تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

                     سلام به دوستان خوب خودم چه خبرا

                    این پست دائم وبلاگه برا ی خوندن مطالب جدید به پایین بروید

           اسممن هست:

                     اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.com اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.com اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.com --اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.com  اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar-20.com

این وبلاگ نویسنده فعال می پذیرد

   مطالب جدید در پایین

نوشته شده توسط mr-sisili در 19:37 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387

داستان بسیار جالب مدیر و منشی!

داستان بسیار جالب مدیر و منشی!

مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن
شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام
پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم
پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت

نوشته شده توسط mr-sisili در 14:8 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و سوم اسفند 1387

آیا میدانید...!؟

یا میدانید زرتشت یعنی ستاره زرین!

آیا میدانید قلب میگو ها در سر آنها قرار دارد

آیا میدانید چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد، چین با ۱۳ کشور هم مرز است
آیا میدانید ساعت اتمی ساخته اند که در ۴۰۰ میلیون سال یک ثانیه هم تغییر نمی کند

برای خواندن بقیه به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط mr-sisili در 15:58 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387

اقا گرگه

اقا گرگه 
نوشته شده توسط mr-sisili در 21:5 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387

زیباترین عروس

عکس های زیباترین عروس های سال ۲۰۰۸-۲۰۰۹

 jaleb va didani (7).jpg

  

jaleb va didani (9).jpg

نوشته شده توسط mr-sisili در 12:36 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387

سوتی های جدید سریال یوزارسیف

 

               سوتی ها جدید سریال یوزارسیف

توي قسمت اخيرمجموعه يوزارسيف كه پخش شد مسوول تقسيم گندم به خدمتكارهاي زليخا ميگفت: اسم شما توي( ليست) نيست!!


حالا اينكه چندهزار سال پيش چطوري از يك كلمه انگليسي استفاده ميشده بايد از آقاي سلحشور كارگردان محترم پرسيد.البته ايشون دفعه اولش نيست چراكه پيش از اين در مجموعه مردان آنجلس هم از واژه (متر) كه يك كلمه فرانسوي هست استفاده كرده بودند.


اگه ايشون بخوان اين روند را ادامه بدن احتمالا در مجموعه بعديشون به سراغ حضرت نوح خواهند رفت و در اونجا از كشتي بخار استفاده خواهند كرد.

نوشته شده توسط mr-sisili در 12:29 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387

عکس های سوسانو

اینم یه سری عکس زیبا از سوسانو بازیگر سریال جومونگ

اینو تقدیم میکنم به یکی از بهترین وبلاگ نویس ها (مهرناز) خانم که وبلاگ زیبا شو بست

   بهترين گروه دختر پسراي ايروني 

بقیه در ادامه مطلب

 بسیار زیبا هستند حتما دیدن کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط mr-sisili در 12:7 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387

داستــا نــی جــــــــــــــــــــالب از یـک ایــــــــــــرانـی در آمـــــــــــریکا

      داستــا نــی جــــــــــــــــــــالب از یـک ایــــــــــــرانـی در آمـــــــــــریکا

در شهری در آمریكا، آرایشگری زندگی می‌كرد كه سالها بچه‌دار نمی‌شد.او نذر كرد كه اگر بچه‌دار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه‌دار شد! روز اول یك شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپایان كار، هنگامیكه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود. روز دوم یك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست حساب كند، آرایشگرماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش راباز كند، یك دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم یك مهندس ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان آرایشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه‌اش را باز كند، با چه منظره‌ای روبروشد؟

فکر کنید و سپس به ادامــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط mr-sisili در 11:58 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387

تفاوت ایران امریکا عربستان

تــــــفــــاوت زن در آمــــــریـکا بــــا   ایـــــــران و عــــــربستــــان

یک دختر 18 ساله:

در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.
در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!
در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!

برای خواندن بقیه متن به ادامه مطلب بروید 

منبع :۰۱۱۱موزیک


ادامه مطلب
نوشته شده توسط mr-sisili در 12:51 |  لینک ثابت   • 
 
<